قدم به قدم به مادر شدن نزدیک می شوم . همان وقت هایی که ورجه وورجه کنان می خواهی به من بگویی که گرسنه ای یا حوصله ات سر رفته یا خوشحالی . از کجا می فهمم ؟ نزدیک شده ام خب . خیلی نزدیک .

پیاز بودن

یک پیاز را باید از روی پوستش شناخت . اگر کندن پوست پیازی اشکتان را درآورد ، آن را خرد نکنید و من را دعا کنید .

دوست دارم همه اینطور فکر کنند که اگر چیزی نمی نویسم ، یعنی مشغول انجام کار بزرگی هستم ، که بعدا صدایش در می آید . یعنی من اینطور خود گول زنکی هستم .